آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - نئوسكولاريسم در جهان عرب١ - ف قسان عبدالله
نئوسكولاريسم در جهان عرب١
ف. قسان عبدالله
##ترجمه حبيب اللّه بابايى##
مقدّمه٢
على رغم پژوهش هايى كه در باب جريانات روشنفكرى دنياى عرب صورت گرفته, هنوز گفتمان عربى ـ سنى براى انديشمندان و پژوهشگران ايرانى,ابهامات و ناشناخته هاى بسيارى دارد. پيشگامى جريان روشنفكرى در ايران در گزينشى معنادار از متون عربى و شخصيت هاى عَرَب زبان,و ترجمه و انتقال آن به فضاهاى پژوهشى در ايران, تفكر عربى را به همان سرنوشت يكسويه نگرى ـ چيزى كه در مورد ترجمه غرب و مدرنيته رخ داد ـ دچار كرده است.در اين باره نه در ارائه تفكر سكولارِ عربى نگاهى جامع صورت يافته و نه در فهم تحولات مربوط به جريانات بينادگرا يا انديشه سنت گرايان ِ عربى, تلاشى كامل انجام گرفته است. روشنفكران ايرانى همان طور كه غرب را به رنگ خود ديدند, اين بار دنياى اسلامى و عربى را هم از آن منظر ديده, جامعه روشنفكر زده و بيمارِ عمروزين ايران را نيز كشان كشان بدان سو مى برند.
تأسف بيشتر اينكه حوزه هاى علميه نيز كه بايد دست كم در شناخت دنياى اسلام و جريان فكرى و دينى موجود در آن, پيشگام باشند, آن چنان در خود فرو رفته و از آن راضى گشته اند كه نيازى به تأمل در آنچه از جريانات سكولار و انديشه هاى الحادى در حوزه هاى پيرامونى مى گذرد, نمى بينند. امروزه حتى پرسش هايى كه براى انديشمندان دينيِ عرب در مواجهه با معضلات و مسائلى كه در مواجهه با مدرنيسم و مدرنيته به وجود آمده, براى انديشمندان دينى در حوزه هاى علميِ ايران, مجهول و ناشناخته مانده است.
در اين ميان حجاب زبان جديد عربى از يك سو, عصبيت هاى ناآگاهانه و بدبينى هاى نابجا از سويى ديگر و همين طور ساده سازى هاى ساده لوحانه از سوى سوم, شكاف عربى ـ ايرانى را بيشتر از پيش كرده و انحصار طراحى نظامِ نيازها و پرسش هاى دينى را در اختيار جريانات روشنفكرى باقى گذاشته است.
شكى نيست كه مدرنيته عربى در مقايسه با مدرنيته غربى براى مسلمان و محقق ايرانى اهميت مضاعفى دارد. مناسبت ها و قرابت هاى فرهنگى ميان دنياى عَرَب و ايران, و قرائتى اسلامى از تفكر و تمدن مدرن در جهان عرب, انديشه جديد عربى را براى محققين ايرانى ـ به ويژه آنهايى كه به كارآمديِ تفكر اسلامى در ميان واقعيت هاى جهان جديد انديشه مى كنند ـ بسيار برجسته مى كند. به همين علت است كه برخى از دانشوران اسلامى, بيش از آنكه نگران از سكولاريسم غربى باشند, از سكولاريسم عربى كه مستند به نصوص دينى و تراث تاريخيِ است هراسانند و آن را دشوارتر از نوع غربى مى دانند.
مقاله حاضر گزارشى از جريانات الحادى و سكولار است كه نويسنده تلاش كرده آن را در كشورهاى مختلفِ عربى جستجو كرده, با تحليل هاى ضمنيِ خود آن را تفصيل بيشترى دهد. اين نوشته كه جنبه گزارشى ـ از انديشه هاى عربيِ سكولار و معاصر ـ دارد نه كامل و نه بى اشكال است. مؤلف هر چند همه نظريات سكولار را در اين خلاصه گزارش نكرده, ولى آن مقدار كه ارائه نموده تا اندازه اى تازگى دارد و اطلاعات جديدى را در اختيار محققان ايرانى قرار مى دهد.
اينكه چرا جريانات سكولار و الحادى در اين نوشته كنار هم ذكر گرديده, شايد بدان جهت بوده است كه نويسنده جريانات الحادى را هم جزو جريانات سكولار مى داند. در نسبت ميان الحاد و سكولاريسم, نظريات متفاوتى وجود دارد. برخى معقتدند كه مى توان با اعتقاد به خدا, سكولار هم بود. در مقابل برخى نيز بر ربط منطقى ميان سكولاريسم و الحاد تأكيد مى كنند و مى گويند كه اگر كسى سكولاريسم را به درستى فهم كرده باشد راهى جز الحاد نخواهد داشت (C.DUBRAY,Seclarism, the catholie Encyclopedia, Volume XIII) ) حال چه سكولاريسم و الحاد را در طول هم ببينيم و چه اينكه آن دو را از هم جدا كنيم, در اين نوشته اين دو در كنار هم آمده است. گزارش اين دو در كنار هم مى تواند زمينه را براى تطبيق ميان اين دو جريان و تحليل تشابهات و احياناً تفاوت هاى آن دو فراهم بياورد.
جريان مهمِ نوشته هاى سكولار در پنجاه سال گذشته, كه حدت و شدت زيادى نيز پيدا كرده, در خارج از دنياى عرب انعكاس لازم را نيافته است. اين جريان رفته رفته ابعاد تازه اى پيدا كرده كه فراتر از صِرفِ واكنش به بنيادگرايى اسلامى ـ كه غالباً بعد از [حركت امام ] خمينى [ره] در ايران در سال ١٩٧٩ ظاهر شد ـ مى باشد. اين مقاله نگاهى اجمالى و گذرا به نوشته هايى دارد كه اخيراً در دنياى عرب [در اين باره] منتشر شده است.
اسلام گرايان در بسيارى از كشورهاى عربى غالب و فراگير به نظر مى رسند. در بسيارى از كشورهاى اسلامى اخبار مربوط به خشونت هاى بنياد گريان در صدرِ [اخبار] قرار دارد. در الجزاير برخوردهاى آشكار رژيم كه از پشتوانه نظامى هم برخوردار است, به سطوح تازه اى از قساوت و بيرحمى رسيده است. اين در حالى است كه دست اندركاران امر با معيارهايى محافظه كارانه تلاش مى كنند خود را مخصوصاً در عرصه فرهنگى بى تقصير جلوه دهند. در مصر كه اصلى ترين مدعى حافظِ هنجارهاى اسلامى در كشور و منطقه است, مؤسسه اسلامى الازهر با اينكه خود مظاهر فرهنگى ليبراليسم را بيش از پيش مورد هجمه قرار مى دهد, به موجب حمايتى كه غير مستقيم از برخى ستيزه جويان افراطى و مسلح نموده, مورد نقد و سرزنش قرار گرفته است. در لبنان حزب اللّه به موجب توانمندى در مواجهه با اسرائيل در اشغال جنوبِ لبنان, جايگاه ويژه اى به دست آورده است. در اردن جنبش اخوت اسلامى كه همسويى با رژيم را به يدك مى كشد و در عين حال عناصر افراطيِ آن از سوى سرويس هاى امنيتى كاملاً كنترل مى شود, مجاهدينى دارد كه در دهه هشتاد براى مبارزه با شوروى [سابق] كه حامى حكومتِ الحادى بود به افغانستان اعزام شدند. در سرتاسر دنياى عرب, گفتمان اسلامى از سوى حكومت ها جدى در نظر گرفته شده است.
با اين حال در برابر تصوير يك جانبه جريان اسلام گرا بويژه چيزى كه بدان اسلام سياسى گفته مى شود, جريانات ديگرى را مى توان در ميان نخبه ها و همين طور طبقه عوام مورد شناسايى قرار داد. اين جريانات با هجمه كتاب هاى جديدى شروع شد كه به طور سيل آسا در دكه ها و فروشگاه هاى شهرهاى عربى ظاهر مى گشت. برخى از اين كتاب ها متعلّق به نصر حامد ابوزيد مدرّسِ دانشگاه قاهره است. او به حكم دادگاه بعد از اعلام ارتدادش مى بايست از همسر خود جدا مى شد. وى در پى افزايش تهديداتى كه زندگى اش را تهديد مى كرد از مصر فرار كرد. با اين حال كتاب هاى ايشان در نمايشگاه رياض, پايتخت رژيم متعصّب سعودى, اجازه فروش پيدا كرد.
البتّه ايده هاى سكولار چيز تازه اى در كشورهاى اسلامى نيست. از زمان پيامبر, [حضرت] محمد [صلى اللّه عليه و آله] در سده هفتم ميلادى, اهل شك و ترديد و همين طور نوشته هاى سكولار وجود داشته است. برخى از اين نويسندگان سكولار در كتاب عبدالرحمن بدوى (تاريخ الحاد در اسلام كه نخستين بار در سال ١٩٥٠ انتشار يافت و از آن پس بارها تجديد چاپ شد, آمده است. اين كتاب برخى مناقشات و نوشته هايى را كه به دوره هايى معينى از تاريخ اسلام توجه دارد بررسى مى كند. در اين كتاب اشعار تمسخر آميزِ ابوالعلا المارى فيلسوف عرب زبان و نابينا در جنوب سوريه در قرن دهم ميلادى [نيز] آمده است.
در زمانى متأخر و در نيمه دوم از سده نوزدهم, جنبش احياى اسلامى به صورت تدافعى در برابر فرهنگ مستعمرينِ اروپايى به وجود آمد. شيخ افغانى (سيد جمال) و شيخ محمد عبده از شناخته شده ترين چهره ها در جريان احياى اسلامى بودند كه در مقابله با دنياى غرب, برخى نگرش هاى عثمانى و پان عربى جديد را [به نحوى] پذيرفتند.
حملات جنبشِ (نويسندگان ليبرال) در اواخر قرن نوزده, آن گاه كه روزنامه هاى علمى در جهان عرب پيش مى تاخت بر روى صفحات المقتطف ظاهر شد. [اين مجله] سال ها پيش از انقلابِ علمى آمريكا در كشور مصر منتشر شد و تا دهه پنجاه از قرن بيستم باقى ماند. در اين ميان فرح آنتون و شبلى شميل از شناخته شده ترين نمايندگان انديشه هاى علمى و سكولار بودند; كه به ديگر نويسندگان علم گرا و ليبرالى مانند يعقوب صروف و اسماعيل مظهر ٣ كه مبدأ گونه ها ى داروين را ترجمه كرد, پيوستند براى نمونه در بى پروايى آنها در پرداختن به موضوعات دينى مى توان به مجموعه متونِ متشكل از مقالات و مجادلات آنها اشاره كرد كه امروزه در بسيارى از كشورهاى عربى بدان اجازه تجديد چاپ نمى دهند.
اسماعيل ادهم٤ در سال ١٩٣٠ انتشاراتى را پيدا كرد كه كتاب چرا من ملحدم را به چاپ برساند. سلامه موسى يكى از طرفداران سوسياليسم در مصر در اوايل قرن بيستم (ظهور ايده خدا) مورد سؤال قرار داد. منصور فهمى هم نظريه اى درباره جايگاه زن در اسلام منتشر كرد كه در آن به طرح اين پرسش پرداخت كه چرا پيامبر[حضرت] محمّد [صلى اللّه عليه و آله]از احكامى كه براى ديگران قرار مى داد مانند بوسيدن آشكارِ همسر مورد علاقه به هنگام روزه در ماه مبارك رمضان خود را مستثنى مى كرد.
بين دو جنگ جهانى دو مقاله مهم منتشر شد. طه حسين ـ نابينا و بزرگِ ادبيات عرب ٥, كه همان زمان نيز وزارت آموزش در مصر را برعهده داشت ـ با نگاهى تازه و چالشى به شعر و ادبيات جاهلى ( قبل از اسلام) حكايت هاى اسلامى در آن دوره را مورد ترديد قرار داد.
على عبدالرازق كه خود تحصيل كرده الازهر بود, در سال ١٩٢٥ كتاب اسلام و مبانى قدرت را بر ضد حكومت اسلامى در تأييدِ تفكيك دين از جامعه شهرى انتشار داد و خشم الازهر را عليه خود برانگيخت.
بعد از جنگ جهانى دوم در كشورهايى كه از استعمار غربى رها مى شدند, موضوعات و پرسش هاى ملى غالب مى شد. جنبش هاى اسلامى مانند اخوان المسلمين به مبارزينِ آزادى پيوستند تا فرمانروايان جديد محلى را سرنگون سازند. در مصرِ ناصرى و ديگر كشورهاى عربى برخورد ميان حكومت ها و جنبش اخوان و ديگر جنبش هاى بنيادگرا مانند حزب تحرير (آزادى خواه) كم و بيش شكل خونى به خود گرفت و برخى از رهبران آنها اعدام شدند.
بعد از شكست ارتش عربى در جنگِ ژوئن ١٩٦٧ با اسرائيل و پيامدهاى تكان دهنده آن در عقايد ديرين در دنياى عرب, تفسيرهاى دينى بسيارى در مورد چرايى آن واقعه صورت گرفت. در پى اين شكست ها حكايت گويى در باب رؤياها و شهودات محدود گرديد و فريادها در بازگشت به خدايى كه مسلمانان داشتند, به موجب انحراف از مسيرش شكست خورد.
صادق العزم كتاب نقد خود بعد از شكست را در بيروت منتشر كرد و به دنبال آن نوشته چالش برانگيزِ (نقد تفكر دينى) را بيرون داد كه در آن برخى از توضيحات غير واقع بينانه دينى مانند مشاهدات مريم باكره را به استهزا گرفت. او براى اينكه چنين كتابى را بنويسد, با فرار از لبنان به سوريه, تاريخ جديدى را در تفكر عربى رقم زد. چيزى كه نويسندگان عربى را معمولاً از كشورهاى خود به لبنان فرارى داده بود رهايى از رنج هايى بود كه به موجب روشنفكرى برايشان پيش مى آمد. حمله تند, گزنده و گستاخانه به انديشه دينى و تاريخيِ پذيرفته شده از اسلام در مقدمه طولانيِ لفيف لخدر به ترجمه مجموعه نوشته هاى لنين در مورد دين پيدا شد. او از احزاب كمونيستيِ استالينى به موجب تلاش آشتى جويانه با دين انتقاد كرد و در عوض نظريات ماركس را كه اولين بار انتقاد از آسمان و ملكوت را در دنيا باب كرد, احيا نمود.
تازه ترين و احتمالاً راديكال ترين جنبش هاى نوشتاريِ سكولار از ميانه هاى سده هيجدهم بيشتر اوج گرفت. اين جريان با خيزش نتيجه بخشِ امام خمينى [ره] در ايران با حكومت اسلامى اى كه وى برپا كرد و به نداى اسلام خواهى و بازگشتِ به اصول گراييِ اسلامى جانِ تازه اى بخشيد, شعله ور گرديد.
حركت احياى اسلامى كه به اصول و مبانى تمايل دارد, هنوز فروكش نكرده است. هيچ رژيم يا جنبش سياسى اى از نفوذ و تأثيرات بنيادگرايى رهايى نداشته است.حتى عربستان سعوديِ محافظه كار [نيز] ناگزير شده در وفادارى روزافزون به بيشتر اصول بنيادين اسلامى ـ هر چند در ظاهر ـ جدى تر شود. در سوريه با روندى كه وجود داشته و عوامل درونى ديگر, اسلام گرايان سركشى خود را در شهر هاما در سال ١٩٨٢ به طور رسمى اعلان كردند. اين جريان با نيروى سبعانه رژيم در هم كوبيده شد. اسلام شيعى در لبنان كه از سوى ايران هم پيشتيبانى مى شود صورتى نظامى و سازمان يافته پيدا كرده است. براى برخى از حكومت هاى عربى و كشورهاى پيرامونى, از دحام داوطلبانِ مسلمانِ آموزش ديده و متصلب كه در برابر رژيم كمونيستى در افغانستان مبارزه مى كردند, نوعى تهديد قلمداد شده است. در سودان,ائتلافِ اسلامى, تنها راه حكومت براى خروج از جنگ هاى فراگير و فقر اقتصادى به نظر مى رسد. در خود ايران وضعيت اقتصادى كه شامل مشكل بدهى[هاى دولت] است جدى تر شده و درآمد حاصله از نفت به پرداخت بدهى ها در سال هاى آتى اختصاص يافته است. در مقابلِ چنين فضايى, برخى سرخوردگى هاى اجتماعى از آنچه كه يك حكومت اسلامى در دنياى امروزين اش ميتواند ارائه نمايد, در حال شكل گيرى است.
روشنفكران به ويژه ليبرال ها كه هيچ تمايلى به حكومت اسلامى ندارند [و در اين باره] ديدگاه هاى خود را هم [صريحاً] ارائه مى كنند, مشكلات اجتماعى و سياسيِ كشورهاى منطقه را به گفتمان اسلامى ربط مى دهند.
در سال ١٩٨٤ سخنران وقت سليمان بشير فقيد, در دانشگاه النجاه در فلسطين در ساحل غربى شهر نابلس, مقدمه اى بر تاريخ ديگر: به سوى روايتى جديد از سنت اسلامى را منتشر كرد. اين كتاب مبتنى بر منابعى بود كه براى اولين بار از كتابخانه قديمى ظاهريه دمشق به دست آمده بود. اين كتاب عمدتاِ بر منابعى استوار شده بود كه به سده اول هجرى و نيمه بعد از رحلت [حضرت] محمد [صلى اللّه عليه و آله] مربوط مى شد كه قسمت هاى ارتدوكسى از تاريخ اسلام در آن پنهان مانده يا بى پايه تلقى شده است. اين كتاب توزيعى محدود در خارج از محافل علمى ـ تخصصى و خارج از سرزمين هاى اشغال شده فلسطين داشت. كتاب مذكور موجب اخراج مؤلف از دانشگاه شد. با اين همه استنساخ هاى غيرقانونى ازاين كتاب, هنوز در اردن و ديگر مناطق از دنياى عرب موجو د است.
هادى علوى در سوريه برخى از متون قديمى را احيا كرد كه كمتر شناخته شده بود. اين متون از آثارى حكايت مى كرد كه سرشار از كفرگويى و جسارت به تاريخ اسلام بود. او حتى برخى انتقاداتش را متوجهِ زبان عربيِ كلاسيك كرد. او ادعا كرد اين زبان به سبب قرآن و نگهبانانى كه بر آن گمارده شده بودند, طراوت خود را از دست داده است. وى زبان عربى كلاسيك را زبان روحانيون در محافل زبانيِ عربى مى داند و توصيه مى كند كه ساختارهاى زبانيِ عرب اصلاح گردد.
همان زمان در مصر فرج فودا (تاريخ شناس مصرى) كتاب هاى جنجالى اش را منتشر كرد. او آشكارا از سكولاريسم دفاع كرد و برخى از انتقاداتِ بى پرده خود را به ويژه در كتاب پرخواننده اش حقيقت گمشده متوجه اسلام سياسى و اصول نظرى و تاريخيِ آن نمود. مخالفينِ اسلام گرا ـ مانند بسيارى از انتقاداتشان ـ وى را متهم كردند كه وى الحادِ خود را با سكولاريسم مى پوشاند. اين دو مفهوم در نظر آنها فرقى نمى كرد. وى كمى بعد از مناظره مشهورش در سال ١٩٩٢ در نمايشگاه كتاب قاهره درباره شيخ محمد غزالى و برخى ديگر, زندگى اش را به دست اسلام گرايان متعصب به موجب ايستادگى اى كه از خود نشان داد, از دست داد. آن گونه كه برخى از نويسندگان سكولار اظهار مى كنند, آدمكشى از سوى كسانى مورد تشويق قرار مى گيرد كه در الازهر ذى صاحب نفوذاند.
نصر حامد ابوزيد مسلمانِ سكولار و استاد تاريخ و الهيات اسلامى از مخالفين سرسخت اسلام گرايان در برداشت جزم گرايانه از متون مقدس و در سَبكِ تفسيرِ متون, بود. اكنون كتاب هاى نصرحامد به طور گسترده اى در سرتاسر دنياى عرب به فروش مى رسد.او مخافظين پليس را نپذيرفت. اين بدان سبب بود ـ آن چنان كه خود در سفرى به عمان اظهار كرد ـ كه در اين صورت مجبور مى شد ٢٤ ساعته تحت حمايت محافظين در زندگى ناگوارى به سر برد. از اين رو پليس نتوانست او را با چنين وضعيتى در برابر مخالفين سرسختش محافظت كند و او ناگزير به فرار به اروپا شد.
هشتمين جلد از سلسله كتاب هاى قضايا فكريه در مصر كه در اكتبر ١٩٨٩ از چاپ درآمد, به طرح سؤال در مورد اسلام سياسى اختصاص يافت و جلد ١٣ ـ ١٤ از آن كه در سال ١٩٩٣ انتشار يافت به بنيادگرايى اسلامى پرداخت. ويراستار اين كتاب محمود امين العالم, دانشمند برجسته و متفكر سياسى,مقالاتى از متفكرين شناخته شده و آزاد انديش را جمع آورى كرد تا نظريات حكومت و دين در اسلام و بنيادگرايى در اسلام و ديگر اديان را به بحث بگذارد.
سيد محمود القمنى٦ از ديگر شخصيت هاى جنجالى است كه در بسيارى از اصول گفتمان تاريخى و الهياتى اسلام را كه با پيشرفت و توسعه همخوانى ندارد, ترديد كرد. او كار خود را با كتاب مصر قديم در باب افزايش توحيد و يكتاپرستى و باور به آخرت, شروع كرد. وى در اين كتاب ريشه هاى اسلام به عنوان دين اجداد هاشمى حضرت محمد [صلى اللّه عليه و آله] را مورد مطالعه قرار داده, آن را به ابراهيمِ عرب برگرداند.
ديگر نويسندگان و انديشمندان در مصر امروزه به طور پيوسته درباره پديده هاى دينى, تجزيه تحليل هاى مختلفى را با ارائه شواهد و اسناد بيشتر در ماهنامه هاى فرهنگى قاهره و ادب و نقد و پارتى هاى هفتگيِ ترقى خواهانه الاهالى مطرح مى كنند. اين رويارويى كه ابعاد تازه اى به خود گرفته و در مجلات هفتگى روز اليوسف ٧ نيز انعكاس مى يابد, با انتشار نوشته هاى ممنوعه از كتابِ هزار و يك شب تا گزيده هاى از كتاب آيات شيطانى سلمان رشدى كه پيش از اين داستان هايى بود كه اجازه نشر نداشت, جرأت و جسارت بيشترى بر الازهر و دستگاه حكومتى پيدا كرده است.
در اين بين گرايش هاى ديگرى نيز در بسيارى از نقاط دينى عرب در حال شكل گيرى است كه در جستجوى داستان هاى اسلامى و دروغ جلوه دادن آنها مى باشد. در سوريه دكتر محمد شهرور كه مسلمانى ملتزم و استاد در رشته مهندسى است, قرآن را از منظر زبان شناسى بررسى كرده, مفاهيم لغات عربى را به مثابه مفاهيم غالب توصيف مى كند كه بايد بر آن اساس بسيارى از مفاهيم دريافتى از قرآن مورد بازخوانى و بازفهمى قرار بگيرند. پانصد صفحه از كتاب ايشان كه نوشتن آن بيست سال به طول انجاميد, قرآن و الكتاب٨ است كه در آن به تاريخ نشر قرآن پرداخته است. اين كتاب گذشته از چاپ هايى كه در مصر و لبنان به طور جداگانه انجام گرفت, پنج بار تجديد چاپ شد كه هر دو سال يكبار فقط در سوريه پنج هزار تيراژ داشت.
استاد ديگر عزيز العظمه در دانشگاه اكستر (Exeter) در بريتانيا مى باشد. وى پيش از اين درباره تفكر اسلامى و تفكر عربى و ابن خلدون مطالبى نوشته بود. او كتاب تحقيقاتى و علمى تحت عنوان (سكولاريسم ا زمنظرهاى مختلف منتشر ساخت كه در آن ايده هاى سكولار در تفكر جديد عربى را به بررسى گذاشته است.
تاريخ خدا كه جرجى كنعان در سوريه نوشت ايده خدا در اديان و اساطير قديميِ سورى را مورد كنكاش قرار داد. فيرس سووه كه ايشان نيز از سوريه بود سلسله كتاب هايى را منتشر كرد كه در آن به ريشه هاى باورهاى دينى در منطقه پرداخت. محمد آركون كه در پاريس اقامت دارد, در مجموعه كتاب هايى كه على رغم گران بودنشان فروش خوبى هم داشت, پرسش هاى ريشه اى را درباره اسلام عنوان نمود. برخى هم امروزه مبانى يهوديت و مسيحيت به ويژه پروتستانتيسم يهودى ـ مسيحى و صهيونيسم مدرن را بررسى مى كنند. ايده هاى چالش برانگيزِ مورخ لبنانى كمال صليبى درباره ريشه هاى يهوديان و پيامبران در تيراژ بالايى منتشر شد. بيشتر پژوهشگران ماديگرا اديان را از منظر جامعه شناختى مطالعه مى كنند. اين جريان (رويكرد جامعه شناختى در مطالعه اديان )به بندالى جوزى فلسطينى٩ الاصل و تحصيل كرده روسيه و نويسنده كتاب تاريخ نهضت هاى فكرى در اسلام در سال ١٩٢٧ و حسين مروح كمونيست لبنانى و مكتب ماركسيس در مصر باز مى گردد.
جريان سكولار به نوشته ها محدود نمى شود. بسيارى از گروه هاى علمى كه دغدغه دولت در كشورهاى عربى را دارند, دين را به مثابه اصلى ترين عاملِ شكل گيريِ عقب ماندگى, در دستور كار خود دارند. آن چنان كه فرج فواد قبل از ترور خود عنوان كرد, جامعه شناسان خِرد گرا در مصر و در ديگر كشورها تحت عنوان مختلف ظهور مى يابند. [اخيراً] برخى از روشنفكران عربى در دفاع از حق آزادى بيان در مورد سلمان رشدى, در مقابل فتواى [امام] خمينى [ره], بيانيه اى صادر كردند.
در اين باره هيچ نظرسنجى اى كه به زندگى هاى دينى و معمول در كشورهاى عربى توجه كند و قلمرو واقعى ايده هاى سكولار را بسنجد وجود ندارد. آنچه در اين ميان وجود دارد مطالعه شرايط زندگى در جامعه فلسطينى تحت اشغال اسرائيل در غزه, ساحل غربى و اورشليم عربى است كه برخى نظرياتِ ناظر به فعاليت هاى دينى را به چالش كشيده است. اين مطالعه نشان مى هد كه بيست درصد از سكولارها را مردان تشكيل مى هد و اين رقم به صورت غيرمنتظره اى در زنان به سى درصد مى رسد و اين به طور متوسط حتى در اردوگاه هاى پناهندگان در غزه شديدتر از فعاليت هاى اسلامى در طرف مقابل است. در اين مطالعه, سكولار به كسى اطلاق شده است كه دين در زندگى او تعيين كننده نباشد. ظاهراً مطالعات محدود و البته نه كامل كه برخى دانشجويان در جاهاى ديگر انجام داده اند اين پراكندگى از ايمان و عقيده (در ديناى عرب) را تأييد مى كند.
به هر حال نبايد رشد ناگهانيِ نوشتهاى سكولار اين توهم را ايجاد كند كه در روند رو به رشد گرايشات اسلامى در دنياى عرب وقفه اى ايجاد شده است. امروزه فعاليت هاى اصول گرايانه با شعار (اسلام راه حل است) براى توده هاى فقير به شكل جايگزين درآمده كه علاوه بر تلاش هاى گوناگون براى توده هاى مردمى در بسيارى از كشورها با برنامه هاى رفاهيِ اجتماعى ـ كه لزوماً از سوى حكومت هم صورت نمى گيرد ـ پيوند يافته است. تعليمات اسلامى در قالب موعظه در هزاران مسجد در هر هفته در تمام نقاط دنياى عرب همان گونه كه در تاريخ اسلام رايج بوده, در اين دوران [نيز] وجود دارد.
سكولارها نمى توانند پيش از آنكه شرايط اجتماعى را تغيير داده باشند, اميدى به رقابت با روحيه حاكم بر توده ها داشته باشند. سكولارها وظيفه دارند كه با نوشتن و نشر [آثارِ خود] مخاطبين بيشترى پيدا كنند.
بازنويسى و بازخوانى تاريخ اسلام كه شامل جنبه هاى سكولار از آن باشد در حال انجام است. اين چيزى است كه پيش از اين در تاريخ معاصرِ كشورهاى عربى و اسلامى رخ نداده بود. اسلام گرايان با گسترش چنين روندى مخالفت مى كنند. علاوه بر اين آنها با چالش هاى ديگرى نيز مواجه اند : گسترش سرخوردگى ِ حاصل از حكومت هاى اسلامى مانند عربستان سعودى و ايران و سودان, نزاع هاى ضد اسلامى مانند آنچه در افغانستان مى گذرد, جنبش هاى زنان, درماندگى هاى اقتصادى و رسوايى هاى بانك دارى و سرمايه گذارى اسلامى و افزايش خشونت اسلامى در الجزاير و جاهاى ديگر, هجومِ يافته هاى علمى جديد در هيئت و بيولوژى مولكولى و بالاتر از همه ترويج ماهواره و اينترنت. تا جايى كه تعارض ديرين ميان سكولاريزم و دين در اسلام وجود دارد اين داستان پايان نخواهد يافت.پى نوشت :
١ . اين مقاله ترجمه اى است از:
New Secularismin the Arab World
٢ . مقدمه از مترجم است.
٣ . در نشر افكار لائيك در دنياى عرب در اوايل سده بيستم, نقش اصلى با جماعت العصور بود. اين مجموعه به مثابه مجموعه اى فكرى خود را ظاهر نمود و در صدد نقد دين و تفكر دينى برآمد. در اين ميان نقش اسماعيل مظهر اساسى بود. وى مجله العصور را كه زبان گوياى جماعت العصور بود, بنيان گذاشت . مظهر در سال ١٨٩١ در قاهره به دنيا آمد. در قاهره و انگلستان به تحصيل پرداخت. اهتمام وى به علوم غربى او را به حلقه يعقوب صروف كشانيد . از آن زمان به بعد وى نوشته هاى خود را در مجله المقتطف نوشت. وى كه در مجله العصور زمينه را براى بحث هاى آزاد فراهم كرده بود توانست عده اى از نويسندگان را كه بدون هر گونه قيد و تقيدى درباره مسائل و معارف دينى قلم مى زدند جمع كند و در سطح وسيعى از دنياى عرب به نشر تفكرات غربى بپردازد. اسماعيل مظهر در نسبت با ديگر نويسندگان مانند حسين محمود, صدقى الزهاوى (شاعر عراقى), انور شاوول, ابراهيم حداد و كامل گيلانى گستاخى بيشترى از خود نشان داد و در اين بين مقالاتى را منتشر نمود كه كسى تا به آن روز جرأ ت نشر و انتشار آن را پيدا نكرده بود. مظهر بعد از بحران اقتصادى در سال ١٩٣١ ناگزير به تعطيل مجله العصور شد. بعد از توقف اين مجله, ابراهيم حداد كه نويسنده اى لبنانى بود تلاش كرد پرچمِ تفكر به اصطلاح آزاد را در لبنان بلند كند, از اين رو ملجه العصور را در لبنان منتشر ساخت , ر. ك: جماعه العصور , نوشته شهاب الدمشقى (م).
٤ . سرآغاز حركت هاى لائيك در دنياى عرب در اوايل قرن بيستم دقيقاً به همين زمان برمى گردد كه اسماعيل ادهم از تركيه به مصر بازگشته, شروع به نشر تفكر بى دينى در مصر نمود, ر.ك: همان (م).
٥ .طه حسين را (عميد الادب العربى) مى خوانند و اين از آن جهت است كه وى تأثير واضحى بر فر هنگ مصرى و عربى داشت. او از اوضاع اجتماعى مصر و كشورهاى اسلامى بسيار غضبناك بود. برخى علت خشم ايشان را عدم توفيق ايشان در گرفتن مدرك از الازهر , عدم استقبال از انديشه هاى وى بعد از مراجعت از پاريس و همين طور نابينا شدن ايشان به علت كوتاهى هاى خانواده اش در امور بهداشتى, مى دانند. (م).
٦ .محمو القمنى در جنوب مصر در سال ١٩٤٧ در شهر واسطى به دنيا آمد. وى در خانواده اى بسيار متدين بزرگ شد. او در دانشگاه عين شمس مصر در رشته فلسفه فارغ التحصيل شد و براى تكميل تحصيلات خود به خارج از كشور سفر نمود. القمنى يكى از نويسندگان روشنفكر در مصر بود كه تاريخ اسلامى را مورد سئوال و ترديد قرار داد. وى در پى نوشته هاى جسارت آميز خود در مجله روز اليوسف تهديد به مرگ شد . او به دنبال اين تهديد از نوشته هاى پيشين خود اعلام برائت كرده و عزم خود را بر ترك نوشتن اعلان نمود (م).
٧ .روز اليوسف, نام يكى از روشنفكران زن عربى است كه بعداً مجله اى را به نام خود منتشر كرد . روز اليوسف كه بعداً به فاطمه يوسف تغيير نام داد در لبنان در سال (١٣٠٦ق = ١٨٨٨ م) متولد شد. وى در چهارده سالگى به مصر سفر كرد و در فرقه (عزيز عيد) وارد شد. او در سال (٨ ربيع الثانى ١٣٤٤ ق ـ ٢٦ اكتبر ١٩٢٥ م ) مجله (روز يوسف ) را كه به تدريج وارد حوزه مسايل سياسى شد در گستره بسيار وسيعى انتشار داد . او مدتى به حزب وفد نزديك شد . مدتى بعد, اين دوستى به خصومت و دشمنى گراييد. فاطمه يوسف سه بار ازدواج كرد كه بعد از اولين ازدواج اسلام خود را اعلان نموده, اسم خود را از روز كه اسمى مسيحى بود به فاطمه تغيير داد. وفات فاطمه اليوسف در سال (غزه شوال ١٣٧٨ ق = ١٠, إبريل ١٩٨٥ م) در سال ٦٧ سالگى واقع شد (م) برگفته از www.islamonline.net .(م)
٨ . اين كتاب به زبان عربى با عنوان الكتاب و القرآن قرائة المعاصرة مى باشد.(م).
٩ .وى يكى از انديشمندان و مورخان اديب فلسطينى (١٩٤٢ ـ ١٨٧١) است. موضوعات مورد بحث در كتاب ايشان عبارت اند از: مدرنيسم عربى, پيشرفت عقلانيت در اسلام, اسلام واقعى شورشيان در مقايسه با اسلام خلفاى مورد اعتراض آنان. (م).